غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا امد

خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت...

ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود

دست بیرحمی امد نزدیک

گل سراسیمه ز وحشت افسرد...

لیک ان خار در ان دست خزید

و گل از مرگ رهید...صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت سلام.....

 

 

 

 

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
shabnam

slm azizam galebet kheili khoshgele mamanoon ke behem sar zadi

shabnam

slm azizam galebet kheili khoshgele mamanoon ke behem sar zadi

زمان مدیریت رسیده

سلام دوست عزیز من از این وبلاگ شما خیلی خوشم اومد معلومه روح احساسی و بلندی داری من ادمایی مثل تو رو تحسین می کنم حالا من اومدم یه سایتی راه اندازی کردم سایته موزیکه می خوام شما هم در مدیریتش من رو همراهی کنید به تعدادی از افراد گفتم قبول کردن ولی کمکم نکردن که نکردن از فردا تنهایی این کار رو شروع می کنم اگر مایل بودن یا ایمیل بزنید یا با این شماره باهام تماس بگیرین 09362779162 بی صبرانه منتظرتونم